اوهام محرمانه
نشاید که زنجیر بر اوهام بست ، خوشا آن که زنجیر رویا گسست
|
|
.: قطره هایی که نمی گیری ... :. اوهام شبانه :. این بار که باران می آمد از زیرش فرار نکن ... برو زیرش و سعی کن قطره هاش رو بگیری... به اندازه ی قطره هایی که می گیری دوستم داری ... به اندازه ی قطراتی که نمی گیری دوستت دارم ...
اوهام حافظ :. عشقبازي و جواني و شراب لعل فام
اوهام ترانه :. صیاد ترانه سرا : مهدی عابدینی آهنگساز : محمدرضا چراغعلی خواننده : علیرضا افتخاری
چون صيد به دام تو به هر لحظه شکارم
روز جهانی عشق بر جمیع عاشقان مبارک باد
نوشته شده توسط اميد ايرانمهر | وهم ثابت | موضوع: |
.: تولد خواهر مجازی من! :. اوهام شبانه :. برف می باریده شاید آنروز در سکوتی مطلق جیغ نوزادی رسیده ست به گوش مردی ... - پدری - بارشی داشته شاید آن شب ... آسمان اشک شوق می ریخته ...
گرمی آمدن او شاید ذوب کرده یخ آن یخبندان... همچنان که بودنش یخ تنهایی ما را در دلِ این زندان... یک جهان گرم شد از آن نفس آغازین ... دل تنهای برادر پُر شد از آوازش ... در پگاه اول ...
اوهام حافظ :. دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمیارزد به می بفروش دلق ما کز این بهتر نمیارزد بنفشه ها شاعر : دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی خواننده : فرهاد مهراد
در روزهای آخر اسفند، ای کاش آدمی، * در روشنايی باران، ای کاش آدمی، نوشته شده توسط اميد ايرانمهر | وهم ثابت | موضوع: |
.: کافه نشینی بی تو :. اوهام محرمانه :. فنجانی خالی چراغی روشن میزهایی پر از خستگی - پر از بی حوصله گی - سرخی گرمی در دور و دهانی که می جود در فکر شعری! ( اینجا کافه ای خلوت است در خیابانی شلوغ! )
بر روی میز ... سفارش هایی هستند ؛ با هم درگیر! و نامه هایی که یک به یک - هر یک به نیتی- خوانده میشوند و تمام ... - کافه نشینی بی تو هم عالمی دارد! ... عالمی پر از خستگی ... بی حوصله گی... و پر از دهان هایی که می جوند در فکر شعری !!!
کافی شاپ سُرمه - عصر جمعه کمی بعد از ۶ بعدازظهر ----------------------------------- اوهام حافظ :. واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
------------------------------------
اوهام ترانه :. غریبانه ترانه سرا : افشین یداللهی خواننده و آهنگساز : احسان خواجه امیری
هرچي آرزوي خوبه مال تو هرچي كه خاطره داري مال من اون روزاي عاشقونه مال تو اين شباي بي قراري مال من * منم و حسرت با تو ما شدن تويي و بدون من رها شدن آخر غربت دنياس ، مگه نه اول دوراهي آشنا شدن تو نگاه آخر تو ، آسمون خونه نشين بود دلتو شكسته بودن ، همه ی قصه همين بود مي تونستم با تو باشم ،مثل سايه ، مثل رويا اما بيدارم و بي تو مث تو تنهاي تنها
پ.ن : اوهام روزانه
نوشته شده توسط اميد ايرانمهر | وهم ثابت | موضوع: |
|
|