تبليغاتX
اوهام محرمانه

نشاید که زنجیر بر اوهام بست ، خوشا آن که زنجیر رویا گسست






.: قطره هایی که نمی گیری ... :. 

 

 اوهام شبانه :.

 این بار که باران می آمد

 از زیرش فرار نکن ...

 برو زیرش و سعی کن قطره هاش رو بگیری...

 به اندازه ی قطره هایی که می گیری دوستم داری ...

 به اندازه ی قطراتی که نمی گیری دوستت دارم ...

 

 اوهام حافظ :.

عشقبازي و جواني و شراب لعل فام
مجلس انس و حريف همدم و شرب مدام

 

 اوهام ترانه :. 

صیاد

ترانه سرا : مهدی عابدینی

آهنگساز : محمدرضا چراغعلی

خواننده : علیرضا افتخاری

 

چون صيد به دام تو به هر لحظه شکارم
ای طُرفه نگارم
از دوری صياد دگر تاب ندارم
رفتست قرارم
چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم
تا دام در آغوش نگيرم نگرانم

از ناوک مژگان چو دو صد تير پرانی
بر دل بنشانی
چون پرتو خورشيد اگر رو بکشانی
وای از شب تارم
در بند و گرفتار بر آن سلسله مويم
از ديده ره کوی تو با عشق بشويم
با حال نزارم
با حال نزارم

برخيز که داد از من بيچاره ستانی
بنشين که شرر در دل تنگم بنشانی
تا آن لب شيرين به سخن باز گشايی
خوش جلوه نمايی
ای بُرده امان از دل عشاق کجايی
تا سجده گذارم
تا سجده گذارم

گر بوی تو را باد به منزل برساند
جانم برهاند
ور نه ز وجودم اثری هيچ نماند
جز گرد و غبارم
جز گرد و غبارم

 

 

روز جهانی عشق بر جمیع عاشقان مبارک باد

 

نوشته شده توسط اميد ايران‌مهر | وهم ثابت | موضوع: |

.: تولد خواهر مجازی من! :. 

 

 اوهام شبانه :.

 برف می باریده شاید آنروز

 در سکوتی مطلق

 جیغ نوزادی رسیده ست به گوش مردی ...  - پدری -

 بارشی داشته شاید آن شب ... آسمان اشک شوق می ریخته ...

 گرمی آمدن او شاید ذوب کرده یخ آن یخبندان...

 همچنان که بودنش

 یخ تنهایی ما را در دلِ این زندان...

 یک جهان گرم شد از آن نفس آغازین ...

 دل تنهای برادر پُر شد از آوازش ...

 در پگاه اول ...

.: پگاه ؛ خواهر مجازی من!!! :.

 اوهام حافظ :.

 دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی​ارزد

به می بفروش دلق ما کز این بهتر نمی​ارزد

به کوی می فروشانش به جامی بر نمی​گیرند

زهی سجاده تقوا که یک ساغر نمی​ارزد

 

 اوهام ترانه :.

بنفشه ها

شاعر : دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی

خواننده : فرهاد مهراد

 

در روزهای آخر اسفند،
در نیم‌روز روشن،
وقتی‌ بنفشه‌ها را
با برگ و ریشه و پیوند و خاک
در جعبه‌های کوچک چوبین جای می‌دهند
جوی هزار زمزمه‌ی درد و انتظار
در سینه می‌خروشد و بر گونه‌ها روان.

ای کاش آدمی،
وطن‌اش را هم‌چون بنفشه‌ها
می‌شد با خود ببرد هر کجا که خواست!

*

در روشنايی باران،
در آفتاب پاک،
در روزهای آخر اسفند،
در نیم‌روز روشن،
وقتی‌ بنفشه‌ها را
با برگ و ریشه و پیوند و خاک
در جعبه‌های کوچک چوبین جای می‌دهند
جوی هزار زمزمه‌ی درد و انتظار
در سینه می‌خروشد و بر گونه‌ها روان.

ای کاش آدمی،
وطن‌اش را هم‌چون بنفشه‌ها
می‌شد با خود ببرد هر کجا که خواست!

---------------------------------------------------

پگاه نازنین! خواهر گُلم!

تولدت مبارک

 

نوشته شده توسط اميد ايران‌مهر | وهم ثابت | موضوع: |

.: کافه نشینی بی تو :. 

 

اوهام محرمانه :.

 فنجانی خالی

 چراغی روشن

 میزهایی پر از خستگی

 - پر از بی حوصله گی -

 سرخی گرمی در دور

 و دهانی که می جود در فکر شعری!

( اینجا کافه ای خلوت است در خیابانی شلوغ! )

 بر روی میز ...

 سفارش هایی هستند ؛ با هم درگیر!

 و نامه هایی که یک به یک - هر یک به نیتی-

 خوانده میشوند و تمام ...

 - کافه نشینی بی تو هم عالمی دارد! ...

 عالمی پر از خستگی ...

 بی حوصله گی...

 و پر از دهان هایی که می جوند در فکر شعری !!!

 

                                کافی شاپ سُرمه - عصر جمعه

                                 کمی بعد از ۶ بعدازظهر

-----------------------------------

اوهام حافظ :.

واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند

چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

 

------------------------------------

 

اوهام ترانه :.

غریبانه

ترانه سرا : افشین یداللهی

خواننده و آهنگساز : احسان خواجه امیری

 

هرچي آرزوي خوبه مال تو

هرچي كه خاطره داري مال من

اون روزاي عاشقونه مال تو

اين شباي بي قراري مال من

*

منم و حسرت با تو ما شدن

تويي و بدون من رها شدن

آخر غربت دنياس ، مگه نه

اول دوراهي آشنا شدن

تو نگاه آخر تو ،‏ آسمون خونه نشين بود

دلتو شكسته بودن ‏، همه ی قصه همين بود

مي تونستم با تو باشم ،‏مثل سايه ،‏ مثل رويا

اما بيدارم و بي تو مث تو تنهاي تنها

 

پ.ن : اوهام روزانه

         زمزمه های دلتنگی ... خانه

 

نوشته شده توسط اميد ايران‌مهر | وهم ثابت | موضوع: |