اوهام محرمانه
نشاید که زنجیر بر اوهام بست ، خوشا آن که زنجیر رویا گسست
|
|
.: جویندگان عاطفه ، عاشقانه ی آرام :. اوهام شبانه :. واقع شد ؛ حقیقتی که در رویا تصویر می کردیم پیش از این ...! هیچکس نمیدانست از آن همه چشم و هیچ چیز نمیدانست از آن همه شوق شاید نمی باید ... شاید که می باید جار می زدیم ... ما آمدیم و در میان عریانی کلمات پنهان چشم در چشم رویا را به زمان پیوستیم ...
*** اما به رویا ماند رنگ کم رنگی از واژه های گمشده خطی ننگاشتم از دفتر دلتنگ مهری کز تو داشتم ... *** این بعد از ظهر بهاری به غیر از خط، خبری نیز از رویای ما کم داشت افسوس که ساکنان کنج دنج خلوت سن - فردای واقعه - این سان تحریر نکردند : ایران - جویندگان عاطفه : خواهری ، برادر گمشده اش ... یا نه! برادری ، خواهر گمشده اش را یافت ... *** از رویا که آمدم ... چهل نامه کوتاه بود بر میز و نشانی از دیدار آری ... عاشقانه بود ... ولی آرام ...
------------------- ------------------- ------------------ پ.ن: من نمی رفتم اگر تو نمی آمدی ولی اکنون من رفته ام و تو نیامده ای *** با هم خداحافظی می کنیم و به واقعیت پناه می بریم که هنرمندانه تر است
اوهام حافظ :. خنک نسیم معنبر شمامه ای دلخواه که در هوای تو برخاست بامداد پگاه دلیل راه شو ای طایر خجسته لقا که دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه
اوهام ترانه :. پنجه های آواز ترانه سرا : مهدی عابدینی آهنگساز : محمدرضا چراغعلی خواننده : کاوه یغمایی آلبوم : مترسک
تو بیا مثل قدیم . بندی از این ترانه شو
اوهام شاعرانه :. بی ستارهام نکن نوشته شده توسط اميد ايرانمهر | وهم ثابت | موضوع: |
|
|