اوهام محرمانه
نشاید که زنجیر بر اوهام بست ، خوشا آن که زنجیر رویا گسست
|
|
ترانه ساز مـا ... پشت سر سپید نوشته شده توسط اميد ايرانمهر | وهم ثابت | موضوع: |
خواهرم! حالا کجایی؟ صدای هیاهو فریاد زده بودیم
نوشته شده توسط اميد ايرانمهر | وهم ثابت | موضوع: |
عمــــران دلم باز به تعویق افتاد... / چهل روز پس از عمران صلاحی من آسمونم تو زمین... یادگاری برای همه عمر به هستی خدا قسم به نو ر این ستاره ها خواهری و برادری تو رسم سبز کهکشون امید ایران مهر نوشته شده توسط اميد ايرانمهر | وهم ثابت | موضوع: |
اشک نریز نازنین ... وقتی که بر صحیفه سبز روزگار
آواز دل نوشته هایت بلند بود حتا دمی که در میان تاروپود اشک قلبت اسیر تیرگی یک کمند بود من با تو بوده ام... این چشم ها همیشه گل سایه سار توست نوشته شده توسط اميد ايرانمهر | وهم ثابت | موضوع: |
وحشیانه در خواب ... کولی دوره گرد کودک بادبادک به دست کلیدواژه ی رویای شبانه م را دزدیده اند - وحشیانه در خواب- برهنه در دشت پروانه گان به پیش به دنبال زیباترین پروانه گان می دویدم در راه پروانه ای دیگر پروازم را منحرف کرد همین دیشب -وحشیانه در خواب- زیر باران بارانی شدم و چتر به دست و خشک! فریاد جیغ نوزادی بود سه روزه در بمباران - وحشیانه در خواب- سکته زده این شعر در رگ های برآمده از دستانم موهای خیس... چشمان خیس... و کلیدهای خیس بر بُردارِ تکنولوژی ... اَه ! ذره ذره آبم کرد این شعر نصفه نیمه ی شب افروز و این مبهمیات برگ برگِ روزنامه ی دیروز که پُر بود از بوی باروت که می ریخت در لوله ی تفنگ و می نواخت به صورتم سیلی ش را - وحشیانه در خواب –
نوشته شده توسط اميد ايرانمهر | وهم ثابت | موضوع:
|
|