تبليغاتX
اوهام محرمانه

نشاید که زنجیر بر اوهام بست ، خوشا آن که زنجیر رویا گسست






خاطره های خط خطی (3) × 

«تا آخر این خط هستم...»
تکرار عاشقانه یی با دخترک رویاهای کودکی ام    بانو!
مرور خاطره ای زنده      در شب     در تب     تا صبح

فردا روز دیگریست        امروز!
دیروز سبز در خاطر       دو روز سبز در خاطره
دشت های سبز می بینیم و مردمان سبز پوش را    در روزهای سبزینه

محو تماشایم رعنا...        جادو!
دخترکی که رقصنده نیست ولی خوب  می رقصد
تصویر کودکی های معصوم در چشمانش    در اطوارش

«زیباتر از همیشه شده یی امشب!»
(به هیچکس این گونه ناب نمی گویم)
زیبایی مجسم کودکی هایم         نوجوانی ام
عشق جوانی ام

مرور عشق ما آزار جماعتی ست
که رنگ صبح را به دل شب هایشان دشمن است
آفتاب دیدارمان آماج شان می شود...
و جدایی      غم عظیم من                   - مـــــــــــا -

شبانه های مرور           کوتاه     کوتاه    کوتاه....تر
و شب  ...         حادثه یی فاصله دار

آینه را که شکستند
همین که نرفتی بی خداحافظی
همان چرخیدن بی هدف
در خانه شلوغ پر از چشم های مضحکه ساز تا گرفتن دست هایم      کافیست!

بانوی رویاهای کودکی ام
چشمانت پر از مرور خط به خط خاطره
و دستانت گرم بود        - داغ! -          روز آخر
هرم گرمایی که یادم آورد عاشقم     عاشقی...
هنوز عاشق بودی
همسفر کلیدواژه یی به وسعت «تا آخر این خط هستم!»
آری!                   عاشق بودی هنوز و...   دانستم!
.
.
.

*بخشی از «دفتر خاطره های خط خطی»
امید ایران مهر



تصحیح و پوزش:

در یکی از پست های سال ۱۳۸۴ به اشتباه عکسی از سرکار خانم «پگاه احمدی»
دبیر اجرایی و عضو هیات امنای انجمن شاعران ایران در اوهام محرمانه مورد استفاده قرار گرفته بود که گویا
این ماجرا موجب کدورت خاطر ایشان شده است. بدین وسیله از ایشان و دوستان اوهام محرمانه
پوزش می خواهم و امیدوارم با اعمال دقت بیشتر در آینده چنین اشتباهاتی به سهو نیز تکرار نشود.

نوشته شده توسط اميد ايران‌مهر | وهم ثابت | موضوع: اوهام شاعرانه |