اوهام محرمانه
نشاید که زنجیر بر اوهام بست ، خوشا آن که زنجیر رویا گسست
|
|
.: اوهام روزمره و چلچراغ ! :. .: اوهام محرمانه :. بوی تو را می دهند سطر سطر این خطوط در گذر اوج شعر رهگذر این هبوط بوی تو جاوید شد در تن و در جان من در دل دشت کویر در دل باران من بوی تورا می دهد هر قدم این قلم از شادی ناب ناب تا ماتم و اشک و غم بوی تو جاوید شد در دل این تار و پود آنگه که با هرم تو شکسته شد این جمود بوی تو را می دهد هوای این شبانه شبانه های بی دل اوهام محرمانه صدای زوزه ی باد صدای ترس زمین سکوت مبهم شک میان جنگل مین صدای پای سکوت در این گذرگه نور صدای رعد زمان کند ز عرصه عبور
صدا صدای من است در این سکوت عجیب سکوت تو خود عشق نگاه تو چه نجیب صدا صدای تپش صدا صدای دلم صدای بی صدای سرشت خاک و گلم صدا صدای قنوت صدا صدای خداست توان و قدرت او ز درک و چاره جداست صدا صدای دلم رسیده تا خود عرش از دل من به قلبت کشیده یک گُله فرش نوشت از دل خویش صدای مویه کنان بماند از بر او برای خلق و جهان نوشت تا شبحی که از شبانه رسید دهد گلی به دلت که عاشقانه رسید ترانه را تو بخوان بهانه را تو بخوان کلام آخر این عاشقانه را تو بخوان
.: اوهام حافظ :. نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سکندری داند
.: اوهام پاییزی دوستان :. پرستار : ای کاش می تونستم مثل پاییز باشم ساکت و آروم و بخشنده ... کاش می تونستم به این راحتی از آرزو هام ((برگ های سبزم)) دست بکشم ای کاش.......................
.: اوهام روزمره :. وقتی شکل گرفت خیلی بی در و پیکر بود.... اما خوب لازمه ی شروع کار همین بود.... وقتی اومد ، اوایل یکم غریبه بود.... اما کم کم جای خودشو بازکرد..... وقتی دوستمون شد کلی باهاش زندگی کردیم.....کلی... وقتی تکراری شد ... اعصاب همه مونو خورد کرد.... اما حالا از لبه ی یه پرتگاه آویزونه.... پرتگاهی که هر لحظه امکان داره اونو از ما بگیره..... حالا دیگه مهم نیست آیا دوستش بودیم یا نه.... مهم اینه که الآن چیکار میکنیم.... دستشو می گیریم یا ولش میکنیم به امون خدا ..... ---------*-----*--------- اینایی که گفتم همه ش برای این بود که بگم کمک کنید هفته نامه ی چلچراغ تعطیل نشه.... شاید مسخره ام کنید... شاید با خودتون بگید مگه چلچراغ چیه که اینقدر خودتو به آب و آتیش میزنی... شاید بگید بابا این جوات بازیا چیه ، این لوس بازیا چیه.... اما من ؛ نه برای اینکه ازش هیچ انتقادی ندارم.... نه برای اینکه با بعضی از نویسنده هاش یه سلام و علیکی دارم .... و نه حتی برای اینکه چلچراغ یادآور بهترین سالهای زندگیمه ... نه! فقط برای اینکه این تریبون نو پا مسدود نشه ... از همه تون خواهش میکنم که کمک کنید تعطیل نشه...
مشکل مالی .... تمام اون چیزیه که داره این تریبون رو از ما و نسل ما می گیره... اگر حتی شنبه ی خوبت به چلچراغ وابسته نیست ... کمک کن شنبه ی خوب چند تا از دوستات ... چند تا از هم نسلات خراب نشه .... با اینکه به بسیاری از شماره های اخیر چلچراغ انتقاد دارم ... اما ازتون میخوام لبه ی این پرتگاه تنهاش نذارید .... حتی اگه دوستتون نیست ... تنهاش نذارید ... راههای کمک به چلچراغ : ۱.خریدن مرتب ۲.یافتن مشترک برای چلچراغ ۳.جذب آگهی برای چاپ در هفته نامه چلچراغ تا حل کامل مشکل مالی ۴.یافتن سرمایه گذار ( اسپانسر) برای حمایت مالی از نشریه ۵.جمع آوری کمک نقدی به هر شکل و واریز کردن آن به حساب نشریه ۶.لینک دادن به این مطلب در پایان پستهای وبلاگهای شخصی ۷.درخواست کمک از دوستان اهل فرهنگ ۸.خرید محصولات جانبی چلچراغ (از قبیل تقویم ، پوستر و کتابها ...)
نوشته شده توسط اميد ايرانمهر | وهم ثابت | موضوع: |
|
|