اوهام محرمانه
نشاید که زنجیر بر اوهام بست ، خوشا آن که زنجیر رویا گسست
|
|
.: اوهام ، محرمانه ، ترانه ، روزانه و حافظانه :. .: اوهام محرمانه :. دو قطعه در صرف خواستن توانستن است! (تقدیم به شروین خدابخشی)
۱ صدای زنگ ساعت پایان خواب راحت بیداری همیشه دیدار با نجابت عشقی به راه مانده نفتی به چاه مانده تیغ بُران تیشه در اشتباه مانده فریاد را تو بشنو فریاد بیصدایی اینسان دمیدن من تا لحظه ی رهایی
دل را مکن تو چرکین در این مثلث مین این خاک را طلا کن ای مرد پاک آیین پایان این شب و روز تکرار شعر دیروز از روزهای پیشین تا آخر همین روز ...
۲ چشم من در رویا دست من در وحشت عقل من بی پروا قلب من در رخوت باغ ها دشت کویر دشت ها بی باران فصل ها تکراری روزها بی پایان
زندگی بی جنبش دوستی ها تزویر از سکون می گویید دشمنان تغییر! چشمه ها بی آب است چشم ما بی خواب است پری قصه ی ما ، از عطش بی تاب است در سیاهی گم شد اشک ناب خورشید ریشه ها در دام دیو شک و تردید دیو شب در تردید در افق می رقصید ای دریغا افسوس نور دل را دزدید ... ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ .: اوهام حافظ :. روزگاری است که سودای بُتان دین منست غم این کار نشاط دل غمگین منست
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ .: اوهام ترانه :.
ترانه ی باور ریزش برگ شعر : مزدا شاهانی صدا و آهنگ : کاوه یغمایی آلبوم : مترسک
با سحرگاهی که می آمیزد باور ریزش برگ ، فصل آغار تگرگ ، فصل تنهایی تن وقت پیدایش مرگ تو اگر می آیی قاصدک را به صداقت پر کن مژدگانی بده یک دوست کجاست مژدگانی بده یک دوست کجاست
دوستی آمده بود انتهای نفس آغازش جای پای سخنی خالی بود واژه ها آمد و رفت دل تنهایی ما را هم ، دمی تازه نکرد شب ، ما را نربود محفلی تازه نکرد در هوای نفست هم قفس تازه شدم ...
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ .: اوهام روزانه :. همچنان کمک به چلچراغ دل مشغولی اولیه که برای این قسمت به ذهنم می رسه : نوشته شده توسط اميد ايرانمهر | وهم ثابت | موضوع: |
|
|