اوهام محرمانه
نشاید که زنجیر بر اوهام بست ، خوشا آن که زنجیر رویا گسست
|
|
.: تولد خواهر مجازی من! :. اوهام شبانه :. برف می باریده شاید آنروز در سکوتی مطلق جیغ نوزادی رسیده ست به گوش مردی ... - پدری - بارشی داشته شاید آن شب ... آسمان اشک شوق می ریخته ...
گرمی آمدن او شاید ذوب کرده یخ آن یخبندان... همچنان که بودنش یخ تنهایی ما را در دلِ این زندان... یک جهان گرم شد از آن نفس آغازین ... دل تنهای برادر پُر شد از آوازش ... در پگاه اول ...
اوهام حافظ :. دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمیارزد به می بفروش دلق ما کز این بهتر نمیارزد بنفشه ها شاعر : دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی خواننده : فرهاد مهراد
در روزهای آخر اسفند، ای کاش آدمی، * در روشنايی باران، ای کاش آدمی، نوشته شده توسط اميد ايرانمهر | وهم ثابت | موضوع: |
|
|