اوهام محرمانه
نشاید که زنجیر بر اوهام بست ، خوشا آن که زنجیر رویا گسست
|
|
ای کاش عشق را زبان سخن بود... بازهم سکوت تو در پی آموختن زبان سکوتی و من در آرزوی شناختن دنیای صامت لحظه های تو!
ای کاش عشق را زبان سخن بود ... تا می نوشتم آنچه را که در خلوتم میگذرد ... ای کاش سکوتت را می شکستی تا بدانم در خلوت تو چه میگذرد! ای کاش ... ای کاش ... وقتی لبخند تو را میخواهم و تو مرا به اجبار متهم میکنی ... ای کاش می دانستی لبخندت برایم زندگی است... ای کاش می دانستی در خلوتم چه میگذرد... ای کاش می دانستی... و ای کاش عشق را زبان سخن بود، تا اشکم را می فهمیدی ...
نوشته شده توسط اميد ايرانمهر | وهم ثابت | موضوع: |
|
|