تبليغاتX
اوهام محرمانه - باران ما باریدن گرفت،در تابستان!

نشاید که زنجیر بر اوهام بست ، خوشا آن که زنجیر رویا گسست






باران ما باریدن گرفت،در تابستان! 

 

تابستان...

فصل سوزان تحیر

وقت بی درنگ تعطیلات...

روزهای بی درسی کودکی...روزهای فوتبال های دو گل کوچیک...

*

و از این پس تا بستان یعنی : تولد باران...

در تابستان باریدن گرفت باران...

در تیر...

ماه حادثه های همیشه ی تاریخ...

باریدن گرفت باران تا شاید بشوید خستگی های هادی ما را - که می شوید -

نصیب دیگری از رحمت خدا،

بر ما باریدن گرفت...

باران هادی باریدن گرفت


باران! عمو جان!

باریدنت مبارک... متبرک بادا میلادت...باران حیدری!

 

نوشته شده توسط اميد ايران‌مهر | وهم ثابت | موضوع: یادمان |