اوهام محرمانه
نشاید که زنجیر بر اوهام بست ، خوشا آن که زنجیر رویا گسست
|
|
رویاهای هزاره رویاهای هزاره همچو گل های روییده در مرداب چشمان عجب آلود را در هم آمیخته به یاد آور؛ صورت مقرنس مهتاب را که بر دیوار کوچه پشتی آویخته در کارزار میراث در بزنگاه آشور و ماد در سازه های نامتجانس به یاد روز موعود یادگار بی موردی بر ظرف سیمان، بر ستون های آهنین بنویس... تو ، ای انسان خالص!
پیگیر وضع خانه ام در حصار صداهای ناآشنا و تصاویر تلخ و درد آور نامانوس رویاهای هزاره افتاده در سراشیبی تنگ و تار ِ سرزمین کابوس امید ایران مهر نوشته شده توسط اميد ايرانمهر | وهم ثابت | موضوع: |
|
|