اوهام محرمانه
نشاید که زنجیر بر اوهام بست ، خوشا آن که زنجیر رویا گسست
|
|
وحشیانه در خواب ... کولی دوره گرد کودک بادبادک به دست کلیدواژه ی رویای شبانه م را دزدیده اند - وحشیانه در خواب- برهنه در دشت پروانه گان به پیش به دنبال زیباترین پروانه گان می دویدم در راه پروانه ای دیگر پروازم را منحرف کرد همین دیشب -وحشیانه در خواب- زیر باران بارانی شدم و چتر به دست و خشک! فریاد جیغ نوزادی بود سه روزه در بمباران - وحشیانه در خواب- سکته زده این شعر در رگ های برآمده از دستانم موهای خیس... چشمان خیس... و کلیدهای خیس بر بُردارِ تکنولوژی ... اَه ! ذره ذره آبم کرد این شعر نصفه نیمه ی شب افروز و این مبهمیات برگ برگِ روزنامه ی دیروز که پُر بود از بوی باروت که می ریخت در لوله ی تفنگ و می نواخت به صورتم سیلی ش را - وحشیانه در خواب –
نوشته شده توسط اميد ايرانمهر | وهم ثابت | موضوع:
|
|