تبليغاتX
اوهام محرمانه - عمــــران دلم باز به تعویق افتاد... / چهل روز پس از عمران صلاحی

نشاید که زنجیر بر اوهام بست ، خوشا آن که زنجیر رویا گسست






عمــــران دلم باز به تعویق افتاد... / چهل روز پس از عمران صلاحی 

 

در آب کنم گریه که ماهم گم شد*

در میان راه ایستگاهم گم شد**

عمران دلم باز به تعویق افتاد

در فصل خزان،راه صلاحم گم شد

 

* گریه در آب : عنوان یکی از کتاب های عمران صلاحی

 

** ایستگاه بین راه : عنوان یکی از کتاب های عمران صلاحی

نوشته شده توسط اميد ايران‌مهر | وهم ثابت | موضوع: یادمان |