
پروانه می سوزد دلم دلتنگ عشق است
افسانه ها رنگین خون عاشقان شد
بر تخت گرم و نرم استبداد و کینه
قلب کبوترها نصیب قاتلان شد
آغاز آذرماه با برف سه روزه
همراه شد با مرگ یاران رهایی
ای زورق* بی سرنشین عدل و انصاف
در رود ظلمت راهی راه کجایی؟
کار سیه پوشان گذشت از جهل و غارت
اینان کمر بر قتل آزادی ببستند
در سجده گاه خاتم باران رحمت
اینان شیاطین زمان را می پرستند
برخیز تا این دلهره پایان پذیرد
از گام های محکم بی ترس و وحشت
برخیز تا گردد نگون این تاج وتختِ،
خون ریختن در راه استحکام وحدت!
* زورق یا ذورق به معنای قایق
امید ایران مهر
اول آذرماه ۱۳۸۵
نوشته شده توسط اميد ايرانمهر |
وهم ثابت | موضوع:
یادمان |