اوهام محرمانه
نشاید که زنجیر بر اوهام بست ، خوشا آن که زنجیر رویا گسست
|
|
خاطره های خط خطی (4) × آسمان،
سپید مثل زمین از لای پنجره سوز و سوزن که چشم من به نخ می دوزد - برای مادربزرگ - صورتم و تو! برف می بارد ساکت کلاغ! کشیدم ... *بخشی از «دفتر خاطره های خط خطی»
نوشته شده توسط اميد ايرانمهر | وهم ثابت | موضوع: اوهام شاعرانه |
|
|