نیستی و هنوز میلادت مبارک است ...
پیدایت کرده بودم
پس از عمری جست و جو
پیدایت کرده بودم
یادت نمی آید گمانم
گفتمت روزی که:«یافتم تو را از یک جست و جوی بی هدف!»
یافتم تو را و چه زود!
گمم کردی چه زودتر ...
حالا رفته یی و جز عکس ها و خاطراتت هیچ
نمانده هیچ و می پیچم هر روز
به خویش جز امروز!
میلادت است
میلاد زمستانی ات متبرک
برنگرد که از دور دوست داشتنی تریم
گمم نکردی... گم شدم و اما ...
میلادت گم نشده در خاطره های عکس های هر روزه
مرورت می کنم
هر سال همین روز
یادم هست!
یادت هست پرسیدی:«یادت هست؟»
و من یادم بود که صدای همراهت را در آوردم شبی پیش از واقعه...
حالا نیستی آنچنان که می پنداشتم
و هستی آنچنان که دوستت می داشتم نازنین!
خواهرم دو سالت تمام شد...
میلادت متبرک بادا!
اميد ايرانمهر
۱۴ بهمن ۱۳۸۶
نوشته شده توسط اميد ايرانمهر |
وهم ثابت | موضوع:
یادمان |